مقایسه ایران سیاسی استان قم تروریستی

مقایسه: ایران سیاسی استان قم تروریستی عملیات تروریستی اخبار سیاسی و اجتماعی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری در کشور عزیزمان ایران با سوءتفاهم بزرگی مواجه ایم / نادر مشایخی

نادر مشایخی، یکی از شاخص ترین رهبران ارکستر کشور عزیزمان ایران است که تحصیلات خود را در دانشگاه موسیقی وین اتریش به آخر رسانده و سال ها با ارکسترهایی مانند سمفو

در کشور عزیزمان ایران با سوءتفاهم بزرگی مواجه ایم / نادر مشایخی

نادر مشایخی: در کشور عزیزمان ایران با سوءتفاهم بزرگی مواجه ایم

عبارات مهم : ایران

نادر مشایخی، یکی از شاخص ترین رهبران ارکستر کشور عزیزمان ایران است که تحصیلات خود را در دانشگاه موسیقی وین اتریش به آخر رسانده و سال ها با ارکسترهایی مانند سمفونیک تهران، مجلسی و… به همکاری پرداخته هست. ..

به گزارش ماهنامه تجربه، نادر مشایخی، یکی از شاخص ترین رهبران ارکستر کشور عزیزمان ایران است که تحصیلات خود را در دانشگاه موسیقی وین اتریش به آخر رسانده و سال ها با ارکسترهایی مانند سمفونیک تهران، مجلسی و… به همکاری پرداخته هست. این موسیقیدان که دستی هم بر آتش موسیقی الکترونیک دارد منتقد جدی رویه فعلی بعضی از ارکسترهاست و اعتقاد دارد جهت جذب جوانان به سوی موسیقی کلاسیک باید مسیرهای تازه ای را تجربه کرد.

نادر مشایخی علی رغم بسیاری از هم صنفان خود انگشت اتهام را نه به سوی مسئولان و مدیران دولتی بلکه به سمت موزیسین ها نشانه می گیرد و اعتقاد است سوءاستفاده تعدادی از بازیگران و صورت های معروف باعث بروز چنین شرایطی جهت موسیقی کشور عزیزمان ایران شده است هست. با این آهنگساز و صورت برجسته به گفت و گو نشستیم تا در خصوص نگاهی که او به فعالیت ارکسترها دارد و البته مفاهیمی که از نگاه او مورد نیاز است بازتعریف شوند صحبت کنیم. گفت و گوی ما با نادر مشایخی را در ادامه می خوانید:

در کشور عزیزمان ایران با سوءتفاهم بزرگی مواجه ایم / نادر مشایخی

در کشور عزیزمان ایران امروز ارکسترهایی هستند که عنوان «خصوصی» را یدک می کشند و فعالیت هایی را در این زمینه انجام می دهند. از مدت ها قبل صحبت هایی راجع به این ارکسترها وجود داشته و انتقاداتی هم از سوی فعالان در این ارکسترها مطرح شده است هست. شما فعالیت این ارکسترها را در سال های اخیر چطور ارزیابی می کنید؟

نادر مشایخی، یکی از شاخص ترین رهبران ارکستر کشور عزیزمان ایران است که تحصیلات خود را در دانشگاه موسیقی وین اتریش به آخر رسانده و سال ها با ارکسترهایی مانند سمفو

در دو سال اخیر فعالیت های ارکسترهای شخصی خیلی زیاد شده است هست. آنها فستیوال های شخصی هم برگزار می کنند. در حال حاضر در ارکسترهای شخصی انگیزه به وجود آمده هست. نتایجی که ارکسترهای شخصی در پی دارند خیلی زیاد از نتایجی است که ارکستر سمفونیک می تواند به همراه داشته باشد. ارکستر سمفونیک در حال حاضر خیلی خوب روی صحنه می رود و مردم را شاد می کند ولی باید بدانیم مسئله موسیقی، شادکردن مردم نیست. موسیقی باید دقت در مشاهده را در آدم ها زیاد کردن دهد.

در حال حاضر به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که روی چه فرمی جهت مکانیزم ذهنی ایرانی ها می توان کار کرد. این عنوان خیلی مهم هست، نه این که ادای اروپایی ها را دربیاوریم. بنشینیم و ببینیم هر کاری که آنها کردند، ما هم انجام بدهیم. این فرایند اصلا درست عمل نمی کند و در صد و پنجاه سال گذشته هم درست عمل نکرده هست. سوءتفاهم های خیلی بزرگی در ارتباط با موسیقی کلاسیک در کشور عزیزمان ایران پیش آمده و غلط های فاحشی رخ داده هست؛ اشتباهاتی که حتی درک آدم ها را از انواع موسیقی موسیقیدان هایی مانند باروک، باخ و بتهوون به بیراهه برده هست. این غلط های تبدیل به غلط های مصطلح شده است است.

حداقل تلاش من در مواجهه با جوانانی که چه به آنها درس می دهم و چه در ارکسترهای من هستند، این است که به آنها نشان بدهم شما «خودتان» هستید و راه دیگری نیست. فقط باید خودتان این راه را درست کنید. با پیمودن این راه، شرایط درست می شود و باید آن را بپیمایید. راهی نیست که من به شما بگویم این را بکن ولی می توانم به شما انگیزه بدهم جهت این که حرکت کنید و راه را بپیمایید.

در کشور عزیزمان ایران با سوءتفاهم بزرگی مواجه ایم / نادر مشایخی

درواقع معتقدید نباید دنباله رو راه دیگران باشند؟

بله، راهت را باید خودت بسازی. مسئله مهم در موسیقی کلاسیک به طول کل این است که چیزی که به آن نگاه می کنم، مهم نیست بلکه نحوه نگاه من اهمیت دارد. نحوه نگاه من است که به آن جنبه فلسفی از آن داشته باشم. درواقع باید فرایند یادگیری گوش کردن را طی کنم. اگر این اتفاق رخ ندهد، یک آسیب از لحاظ اجتماعی در مورد موسیقی است و به نظرم عالی ترین کار این است که با فرزند ها شروع کنیم. فردا فرزند ها هستند که راه این مملکت را ادامه خواهندداد و زمام امور دست آنهاست. بنابراین باید با فرزند ها شروع کنیم و یادشان بدهیم تا آنها بشنوند.

در دیگر نقاط دنیا به خاص در اروپا با ارکسترهایی شخصی مواجه هستیم که کار را خیلی عمیق دنیال می کنند. اساسا مردمی هم که حامی آنها هستند تنها با نشانه حمایت از موسیقی، نشستن، گوش دادن و لذت بردن از آن چه که شما جهت ما توضیح دادید وارد کار می شوند. از طرف دیگر یک سری انجمن ها یا در اصطلاح NGOهایی در آنجا هستند که از این ارکسترها حمایت می کنند و بودجه هایی از سمت بخش شخصی پرداخت می شود. ما در کشور خودمان عملا این پدیده را نداریم. بزرگانی چون شما می گویند ما خیلی راه داریم تا به این نقطه برسیم و بحث کلی ساختن فرهنگ هم به میان می آید. توضیح دهید که ما در کجای قصه قرار داریم؟

نادر مشایخی، یکی از شاخص ترین رهبران ارکستر کشور عزیزمان ایران است که تحصیلات خود را در دانشگاه موسیقی وین اتریش به آخر رسانده و سال ها با ارکسترهایی مانند سمفو

انواع این ارکسترها را می بینیم که به لحاظ معنوی یا معنوی یا از لحاظ مادی تحت حمایت همان بخش شخصی هستند و خیلی هم درگیر مسائلی نیستند که ما در کشور عزیزمان ایران با آن دست به گریبان هستیم. به طور مثال ارکستر فیلارمونیک نیویورک هر سال دویست و پنجاه کنسرت دارد؛ یعنی هفته ای چهار کنسرت. این اتفاق در یک سالن باشکوه با حدود دویست نوازنده رخ می دهد. حمایت بخش شخصی یا اسپانسرینگ از موسیقی ما خیلی جزئی است که آن هم علت دارد. دوستانی که امکانات مالی دارند هنوز موسیقی را به عنوان یک پدیده قابل حمایت نپذیرفته اند.

در کشور عزیزمان ایران با سوءتفاهم بزرگی مواجه ایم / نادر مشایخی

آدمی که می رود جهت یک تابلوی خیلی قیمتی صد میلیون تومان پول می دهد، این کار را انجام می دهد چون این تابلو جسمیت دارد. تابلو را در منزل اش می گذارد و آن را هر لحظه می بیند ولی جهت موسیقی، پیش خودش فکر می کند من جهت چه چیزی پول بدهم؟ چون هنگامی که تمام می شود، این موسیقی دیگر نیست.

پس می گوید به چه دارم پول می دهم؟ این عنوان را باید جهت دوستان مشخص کرد تا یک جسمیت به موسیقی بدهیم. این عنوان خیلی مهم هست. موسیقی باید جسمیت بگیرد و جنبه تجملی را نباید از موسیقی گرفت. این کار، اشتباه بزرگی هست. ببینید موسیقی موتزارت، تجملی بوده است و امپراطور اتریش، پول این موسیقی را می داده است ولی ما هنوز داریم از موسیقی لذت می بریم.

این صحبت به چه معناست؟

یعنی نتیجه ای که موسیقی موتزارت داشته، باعث شده است منی که در کشور عزیزمان ایران پنج هزار کیلومتر آن طرف تر و دویست و پنجاه سال بعدتر، دارم این موسیقی را گوش می دهم هم لذت می برم و زندگی من بدون موسیقی موتزارت یا باخ اصلا غیرقابل تصور هست. این موسیقی به من امکان فرهنگی می دهد. ما باید این قضیه را درک کنیم که مغز ما مبتکر است و ابتکار دارد ولی ابتکارات خیلی راحت هرز می رود. ما ابزاری از لحاظ اجتماعی در اختیار داریم که بتواند مغز ما را کنترل کند و آن فرهنگ هست. فرهنگ، ابزاری جهت کار خودش دارد.

ابزار فرهنگی هم تمام هنرها را مشمول بر می شود و این امکان را می دهد که بتوانیم درست قضاوت کنیم. قضاوت درست را چگونه انجام می دهیم؟ خداوند یک بازار جهت قضاوت داده است که آن هم وجدان هست. یعنی تاثیر هنر را باید مستقیما روی وجدان، تمرکز پیدا کند، آن وقت همه چیز درست می شود.

اگر به دوستان حالی کنیم که موسیقی یک نیاز است و یک نیاز اجتماعی محسوب می شود، اگر این مسئله را جهت آدم ها مشخص کنیم و به این نیاز جنبه تجملی بدهیم، اوضاع اصلاح پیدا می کند. یعنی یک چیزی باشد، نه این که مردم دنبال بوگاتی و برند کریستین دیور بدوند بلکه بگویند ما به کنسرت ارکستر می رویم و این کار جهت ارزش مهم باشد.

منظور شما از جنبه تجملی موسیقی چیست؟

منظور من «تجمل روحی» هست. مردم در این صورت حاضر می شوند پول هم در اختیار موزیسین ها بگذارند. شما می دانید که ارکستر اصلا نمی تواند پولش را فقط از طریق بلیت فروشی دربیاورد. اصلا چنین چیزی امکان ندارد. هیچ ارکستر سمفونیکی نمی تواند چنین کاری را انجام دهد. شاید دو کنسرت بدهد و با پول بلیت جمع و جور شود ولی این گونه نمی شود پیشرفت کرد. پیشرفت هنگامی که رخ می دهد که ارکستر، امکاناتی داشته باشد.

صراحتا می گویم کسانی که مسئول هستند واقعا می دانند که اگر اشتباهی دارد پیش می آید، فقط از طرف خود موزیسین هاست، به خصوص غلط های بزرگی که در سی سال گذشته انجام شده، از طرف موزیسین های پیشکسوت بوده هست. آنها اشتباه کرده اند و باید این اشتباه را قبول کنند. الان موسیقی یک کشتی است که راه افتاده هست. کشتی فردیت در کشور عزیزمان ایران دارد می رود، یا سوارش می شویم یا می مانیم و در آب غرق می شویم.

این عنوان را باید دوستان پیشکسوت بدانند. این شوراهایی که درست می کنند، فایده ای ندارد. من زبانم مو درآورد از بس که گفتم این مسئله اشتباه است که بخواهیم به موسیقی بدون کلام مجوز بدهیم. یعنی چه؟ بگذارید هر کسی هر کاری می خواهد، انجام دهد. کارها فقط sound و صدا هستند. اگر کاری، جنبه سیاسی داشت، مخالفت با نظام بود یا پرسشها عرفی اجتماعی را لکه دار می کرد، باید جلویش را گرفت. در همه دنیا هم جلویش را می گیرند ولی غیر از این هر چیزی بود، اشکالی ندارد. نه این که شما بنشینید، تعیین کنید و بگویید نه، این کار کیفیت ندارد.

در مورد موسیقی هایی که یک فرزند دوازده ساله با آن حال می کند، من نظری ندارم که بدهم. من نمی توانم راجع به رپ نظر بدهم. راجع به هیپ هاپ ایرانی هم نمی توانم نظر بدهم. آنها دارند می زنند و احتیاجات معنوی ارزش هم با آن پیشرفت می کند. این مسئله مربوط خودشان است و باید آن را رها کنید. حالا ما بگوییم ایرانی هستیم و این همه شاعر داریم که راه چاره نیست. بله، شاعر داریم ولی با این حال ما باید این تحمل را داشته باشیم که جوانان یک سلیقه دیگر داشته باشند. باید به این شکل امکان فعالیت را به آنها بدهیم و حتی حمایت ارزش کنیم.

می خواهیم یک نگاه تطبیقی هم راجع به تجربیاتی که در خارج از کشور به خاص در اجراهای اروپایی با آنچه که امروز در کشور عزیزمان ایران با آن دست به گریبان هستید، ارائه دهید. فارغ از ساخت فلسفی این ماجرا و فارغ از نگاه اجتماعی- تاریخی، فکر می کنید به لحاظ سخت افزاری و نرم افزاری چه تفاوتی بین ما و آنها وجود دارد که امروز در دو نقطه کاملا متفاوت ایستاده ایم؟

در وهله اول ضرری که جامعه موسیقی می بیند، زیاد از مسائلی است که من اسم ارزش را «مسائل حرفه ای» می گذارم. پنجاه شصت درصد کار ارکستر، کار هنری هست. سی، چهل درصد می ماند که این چهل درصد، کار حرف های هست. یعنی این که کار را بلد باشید و ارگانیزاسیون بدانید. ارگانیزاسیون باید در مورد تک تک آدم هایی که با ارکستر سر و کار دارند، وجودداشته باشد. خیلی از کنسرت هایی که این جا برگزار شد و می توانست خوب شود فقط روی حساب اشتباه در ارگانیزاسیون خراب شد.

یادم است کنسرتی داشتیم که گروه کر از شیراز آمده بود و حتی خیلی از فرزند ها خودشان پول دادند و با عشق، علاقه و کیفیت خوب به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمدند تا کنسرت بدهند. این کنسرت «live electronic» بوده و وسایل الکترونیکی می خواسته هست. این ها چیزهایی است که فقط به ارگانیزاسیون مربوط می شود. این کار هنری یا اشتباه هنری نیست.

این وسیله باید آن جا باشد. اگر نباشد این اجرا درست و خوب نیست. شما می بینید که خیلی از اجراها فقط اشکال ارگانیزاسیون دارد. این اشکال را ما به عالی ترین نحو می توانیم حل کنیم چون من می دانم که جوانان دقت خیلی زیادی دارند. فقط باید وسایل را در اختیارشان گذاشت. باید به آنها امکانات داده شود. نیاییم مثل آقا بالاسر، بر سر جوانان بایستیم و بگوییم که تو باید این کار را انجام دهید.

در موسیقی «باید» نداریم. این را باید درک کنیم. باید درک کنیم که ما نباید امکان تفکر را از جوانان بگیریم. بگذاریم آنها متفکر باشند، اجازه دهیم ابتکار عمل داشته باشند و مطمئن باید خودشان کار درست را انجام می دهند. کاری که من انجام می دهم این است که امکان ابتکار عمل را به جوانان بدهم و از خلاقیت آنها جلوگیری نکنم چون ارگانیزاسیون، خراب می شود. ارگانیزاسیون بااهمیت ترین چیزی است که در هر جامعه ای، هر چه قدر هم کوچک، رل مهم حرفه ای بودن کار را بازی می کند.

نگاه مسئولان در دولت کنونی را به مسئله فعالیت بازیگران و صورت های معروف و خاصه ارکسترها چطور ارزیابی می کنید؟

نظریاتی که تا الان از مسئولان شنیده ام، نظریات کاملا درستی است و هیچ نقصی ندارد. مطلب این است که آنها گول نمی خورند چون واقعا فکر می کنم مسئولان قبلی از موزیسین های پیشکسوت گول می خوردند. کسانی می آمدند، یک چیزهایی می گفتند و الکی پول می خوردند و می رفتند. هر کسی می آمد، می گفت که می خواهم فلان سمفونی را درست کنم و یک اسم هم رویش می گذاشت که به عنوان نمونه پرسشها سیاسی در خود دارد و در مدح نظام است که هیچ دلیلی هم نداشت. الکی یک اسم رویش می گذاشتند که هیچ فرقی هم نمی کرد.

یک سری سی دی هم درست می کردند که این سی دی ها همین طور مانده هست. همین الان بروید نگاه کنید، چه قدر وزارت ارشاد دارد جهت این سی دی های شنیده نشده پول انبار می دهد. خودم الان شاید شصت، هفتاد تا از این سی ها در منزل ام است که اصلا درش را باز نکرده ام چون می دانم علت ساختن آن چه بوده هست. دلیلش این بوده که مسئولان گول بازیگران و صورت های معروف را خوردند و آن هنرمند هم خواسته یک پولی دربیاورد. البته نقص هم ندارد و مسئله ای نیست ولی این که بیایی گول بزنی و بخواهی یک چیزی را قالب کنی؟ خیلی بد بوده و به نظر من مسئولان فعلی اصلا آن گونه نیستند و گول نمی خورند.

اجراهای اخیر ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی را چطور ارزیابی می کنید؟

به نظر من، ارکستر سمفونیک که الان دارد آب نبات چوبی به دست مردم می دهد؟

الان این دو ارکستر، سالن تمرین و سالن اجرا به اندازه کافی دارند که البته اتفاق خوبی هست. با این وجود دیگر گروه ها جهت برگزاری یک اجرا این قدر می دوند که منصرف می شوند. به عنوان نمونه می گویند سه ماه دیگر به شما سالن می دهیم یا تا 6 ماه دیگر سالن، پر است ولی گاهی اوقات می بینیم اجراهایی که به نام ارکستر ملی کشور عزیزمان ایران و ارکستر سمفونیک قرار است روی صحنه برود، در تاریخ های متعدد و به آسانی اجرا می کنند…

متوجه منظور شما هستم و من هم همین اعتقاد را راجع به این دو ارکستر دارم ولی همان طور که گفتم این ها آخرین ها هستند. ارکسترهای دیگری هستند که اصلا این کار را نمی کنند و یواش یواش هم خیلی جدی می شوند. ما باید بدانیم که نمی شود ظرف امروز یا فردا این کار را انجام داد ولی تاثیر خودش را می گذارد.

درواقع موسیقی هایی که الان در ارکستر سمفونیک دارد اجرا می شود، یک موسیقی کاملا ارزان و فرزند بازی هست. به عنوان نمونه زنگوله می گیرد دستش تا فرزند بخندد! یا ارکستر را آن جایی بزنیم که به عنوان نمونه شاگرد جادوگر پولدو کار هست. این جهت سبک والت دیسنی و این هاست.

من اعتقاد دارم قطعاتی که ارکستر سمفونیک می زند و نوع قطعاتی که گزینش می کند کاملا ارزان و می توانم بگویم خالتوری هست. این اجراهای اصلا موسیقی کلاسیک نیستند. حالا آن وسط ها یک سمفونی براونس هم اجرا می کنند. مسئله این است که باید یواش یواش این ارکستر سمفونیک عوض کردن کند. البته تغییراتی در ارکستر سمفونیک پیش آمده که نمی شود کتمان کرد. واقعا تغییرات زیادی به وجود آمده هست. همه به علی رهبری، تف و لعنت فرستادند ولی علی رهبری حداقل باعث شد ارکستر سمفونیک یک نظمی به خودش بگیرد. این نظم جهت ارکستر الزامی بود.

علی رهبری نشان داد که می شود در کشور عزیزمان ایران این کار را انجام داد ولی متاسفانه تندروی کرد و نتیجه این شد که دیگر کسی دوست نداشت با او کار کند. این یک بحث دیگر است ولی مسئله مهم این است که باید به فردیت خودمان برگردیم. فردیت در حال حاضر دارد کار خودش را انجام می دهد و الان در خود ارکستر هم کار می کند.

از فرزند های ارکستر بپرسید و ببینید چند نفر از فرزند های ارکستر می گویند این چیزهایی که ما داریم می زنیم، چرت و پرت هست. این موسیقی یک جوری ارزان هست؛ چیز ارزانی که مردم بیایند آنجا بنشینند و «دِلِی دِلِی» بشنوند و به منزل بروند. یعنی موسیقی به آن معنا نیست و واکنش‌ها موسیقایی انجام نمی دهند. انتقال عواطف اصلا در آن نقشی ندارد و آن دقت در مشاهده شنیداری دیده نمی شود.

واژه های کلیدی: ایران | فرزند | ارکستر | ایرانی | موسیقی | اخبار فرهنگی و هنری

در کشور عزیزمان ایران با سوءتفاهم بزرگی مواجه ایم / نادر مشایخی

در کشور عزیزمان ایران با سوءتفاهم بزرگی مواجه ایم / نادر مشایخی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs